الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي

60

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

« المعلول موجود » . بنابراين ، دو مسئلهء فلسفى « الواجب موجود و الممكن موجود » در اصل « الموجود اما واجب او ممكن » بوده كه مبيّن تقسيم « موجود » است و هكذا در « العلة موجود و المعلول موجود » و در « الحادث موجود و القديم موجود » و نيز در « الثابت موجود و المتغيّر موجود » و قس على هذا در ساير مسائل . پس مىتوان گفت كه اكثر مسائل فلسفى به تقسيمات « موجود » باز مىگردند . البته اين تقسيمات منحصر در تقسيمات اولى « موجود » نيست ، بلكه شامل تقسيمات ثانوى و غير ذلك هم مىشود . مثلا ما ابتدا موجود را تقسيم مىكنيم به واجب و ممكن ، اين يك تقسيم اولى است ، زيرا مقسم آن خود موجود است . سپس قسمى از آن ، يعنى ممكن ، را تقسيم مىكنيم به جوهر و عرض : « الممكن اما جوهر او عرض » ، اين تقسيم نسبت به موجود يك تقسيم ثانوى است نه اولى ، زيرا مقسم آن خود موجود نيست ، بلكه قسمى از موجود است ، سپس به همين ترتيب تقسيم ثالث انجام مىپذيرد : « الجوهر اما مجرد او مادى » و بعد از آن تقسيم رابع : « المجرد اما عقل او نفس » . همهء اينها تقسيمات « موجود » به شمار مىآيند ، زيرا تقسيم قسم يك شىء به تقسيم خود آن شىء باز مىگردد ، پس تقسيم قسمى از موجود يا قسم قسمى از موجود و هكذا نيز تقسيم خود موجود است ، منتها تقسيم اوليه « موجود » نيست . در هرحال ، اين تقسيمات طولى ممكن است همچنان ادامه يابند ولى تا جايى از مسائل فلسفه به حساب مىآيند كه مجموع اقسام حاصل‌شده عرض ذاتى « موجود » باشد ؛ يعنى ، هرگاه در تقسيمات طولى به‌جايى رسيديم كه براى تقسيم بعدى لازم است مقسم ماهيت خاصى داشته باشد - و به تعبير مصطلح ، بايد مقسم تخصّصى رياضى يا طبيعى پيدا كند - چنين تقسيمى از تقسيمات حقيقى موجود نيست ، بلكه از تقسيمات آن ماهيت است ؛ طبعا اقسام آن نيز در حقيقت اقسام موجود نيستند ، بلكه اقسام آن ماهيت‌اند . واضح است چنين تقسيمى از مسائل فلسفه به‌شمار نمىآيد ، زيرا تقسيمات « موجود » از مسائل فلسفه‌اند نه هر تقسيمى : و ثانيا ، انّ موضوعها لمّا كان اعمّ الاشياء و لا ثبوت لأمر خارج منه ، كانت المحمولات المثبتة فيها إمّا نفس الموضوع ، كقولنا : « انّ كلّ موجود فانّه من حيث هو موجود واحد او بالفعل » ، فانّ الواحد ، و ان غاير الموجود مفهوما ، لكنّه عينه مصداقا و لو كان غيره ، كان باطل الذات غير ثابت للموجود و كذلك ما بالفعل ؛ و إما ليست نفس الموضوع ، بل هى اخصّ منه لكنّها ليست